تبليغاتX
وبلاگ خبری تحلیلی سینما و تلویزیون ایران
سال نو مبارک-خداحافظ تا چهارم
سلام

آخرین ساعات سال ۱۳۸۵ رو پشت سر می ذاریم.

سال نو رو به همه دوستان خوبم در بلاگفا(عسل خانم و

نیما خان عزیز) و در صدرهمه به محسن چاوشی عزیز

 تبریک می گم.به امید مجوز گرفتن آلبوم هاش در سال نو.

امیدوارم سال ۸۶ براتون سالی باشه پر از موفقیت

و سربلندی باشه.من چهارم فروردین بر می گردم با

مطالب جدیدتر.دیگه همه جا تا چهارم استراحت

می کنن دیگه.مگه من چی از اونا کم دارم؟

تا سال بعد خداحافظ

 

          سال نو مبارک

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:58  توسط پاشا ابراهیمی  | 

من وبلاگم را دوست دارم

من وبلاگم را دوست دارم

سلام...تا این لحظه که دارم این مطلبو می نویسم

چیزی حدود چهارصد و بیست سی نفر لینک اعتراض

معروف رو امضا کردن.

واقعا نمی خواستم در این مورد دیگه توی وبلاگ

بحثی بشه.ولی چون دوستان باز هم دو سه باری

اصرار کردن،ظاهرا مجبورم.

ببینین...کی قراره به چاوشی مجوز بده؟وزارت فرهنگ

و ارشاد اسلامی...درسته؟...خب...بنابراین مساله

خیلی ساده و قابل درکه...ما اگه به مجوز نگرفتن

یک خواننده اعتراض بکنیم،معنیش اینه که رسما

و مستقیما(ببخشید به خاطر این قیدهای فارسی عربی!!!)

به "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" اعتراض کردیم.

بعدش می دونین چی میشه؟...هر وقت بخوام وبلاگمو

ببینم با این جمله روبرو می شم که:این وبلاگ به دلیل

عدم رعایت قوانین و الی آخر.

واقعا چرا سری رو که درد نمی کنه دستمال ببندیم؟

من وبلاگمو دوست دارم و نمیخوام بسته شه.

برای اینکه دوستان دست از سر کچل ما بردارن،

همینجا اعلام می کنم که اینجانب حاضرم هر وقت

آلبوم های محسن چاوشی عزیز مجوز گرفتن،برم

و همه شو بخرم تا دیگه از شر این عذاب وجدانی

که هرگزوجود نداشته و بر اثر تلقین دوستان داره

در وجود من شکل می گیره(به این صورت که

روز قیامت باید محسن چاوشی رو کول کنی

و تک تک آهنگ هاش آتیش می شه میره تو حلقت)

 پاک شه و خیال ما رو راحت کنه.

کلام آخر:

منو ببخش که ساده                از عشق تو گذشتم

سپردمت به تقدیر                 بار سفر رو بستم

باید برم از اینجا                  چاره نمونده جز کوچ

برای زنده موندن                  تو این زمونه پوچ

بذار همیشگی شه                 قصه عاشقیمون

تو باشی لیلی                      منم مثال مجنون

                                 

                                            (از ترانه دوراهی)

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 0:12  توسط پاشا ابراهیمی  | 

دست بی نمک محسن خان و اراجیف مجلات زرد

همونطوری که می دونیم،محسن چاوشی عزیز در فیلم "سنتوری" 4 تا آهنگ

خونده.سنگ صبور،زخم،خیانت و یکی دیگه که من هنوز نمی دونم چیه.

باخبر شدیم جناب استاد مهرجویی،حتی یک بار هم از محسن خان دعوت

نکردن که فیلمو ببینه.و محسن عزیز ما مجبور شده بره دو ساعت تو صف

بلیت وایسه و آخرشم با هزار بدبختی و رفیق بازی فیلمو ببینه(به نقل از

خود محسن چاوشی).اما این پایان ماجرا نبود.خبر شگفت انگیز این که

داریوش خان مهرجویی حتی در تیتراژ فیلم هم اسم محسن چاوشی رو نیاورده.

و یک تشکر خشک و خالی هم ازش نکرده.

حالا...مساله جالب اینجاست که نشریه وزین و زرد "اتفاق نو" در شماره 58

یعنی شماره آخرش،از قول محسن چاوشی!!!(اینش جالبه) نوشته که آقایان

مهرجویی و فرازمند(تهیه کننده فیلم) در تلاشند که محسن خان مجوزشو بگیره!!!

خیلی باحالن اینا...دیگه حتی منم که هنوز سنتوری رو ندیدم(تا دیروز تاسف

می خوردم بابت این قضیه ولی الان نه) اینو می دونم که داریوش مهرجویی با

نیاوردن اسم چاوشی در تیتراژ،عملا نشون داد که مجوز گرفتن یا نگرفتن

 محسن خان براش اهمیتی نداره و خیلی راحت از زیر بار این قضیه شونه

 خالی کرده.

بیچاره محسن چاوشی که گفته بود: "سنتوری آخرین امید من برای گرفتن

مجوز است".

آقای مهرجویی!از شمایی که برای سینمای ایران شاهکارهایی چون "گاو"،"هامون"،

"پری"،"اجاره نشین ها" و ظاهرا "سنتوری" رو به ارمغان آوردین،یه همچین حرکت

قدرناشناسانه ای(آیا این قید حالت به لحاظ  دستوری درست بود؟؟؟) بعید بود.ما

از کارگردان برجسته ای چون شما انتظار چنین کاری رو نداشتیم.برین آخرین و به

قول این مجله های زرد "جنجالی ترین"!!! مصاحبه چاوشی رو بخونین و ببینین که

این هنرمند عزیز با چه مشقت و دشواری هایی برای این چهار تا آهنگ زحمت کشیده.

به هر حال،جناب آقای چاوشی!این نیز بگذرد...

2 نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 16:2  توسط پاشا ابراهیمی  | 

بیوگرافی رسول ملاقلی پور
رسول ملاقلی پور در سال ۱۳۳۸ متولد شد.وی با تلاشهای فراوان توانست به عنوان فیلمبردار به جبهه های جنگ برود و در آنجا با صحنه های دلخراش جنگ و خون ریزی آشنا شد.این صحنه های دلخراش در تمام فیلمهایش به نوعی جلوه پیدا کرد.حضور وی در جنگ عاملی شد که در آثارش نگاه انسانی و احساسی به جنگ پیدا کند.نگاهی که در افکار عمومی و منتقدین دچار برداشتهای متفاوتی شد.ملاقلی پور کار خود را با نینوا آغاز کرد.ولی با پرواز در شب که برای او اولین جایزه فجر را به ارمغان آورد مطرح شد.افق نگاههای را بیشتر به خود جلب کرد تا با ساخت مجنون و خسوف خود را عنوان فیلمسازی صاحب ایده و سبک به سینمای ایران تحمیل کرد.در سال ۷۴ نجات یافتگان را ساخت که با توجه فضای بسته آن زمان فیلم مجوز اکران نگرفت.فیلم که قصه رزمنده ایی بود که یک پرستار زن او را برانکارد حمل می کند بسیار تحسین شد.سپس وی سفر به چزابه را که یکی از بهترین آثار سینمای جنگ ایران به شمار می رود را ساخت.فیلم توانست بسیاری را تحت تاثیر خود قرار دهد.وی این فیلم را با نجای یافتگان ترکیب کرد و یک سریال تلویزیونی نیز از آن ساخت.سینمای ملا قلی پور کم کم داشت به سینمای خاصی تبدیل می شد تا اینکه هجویه ایی به نام کمکم کن را ساخت .فیلمی که در زمان خود با فروش بسیار زیادش توانست به نوعی بیانگر بسیاری مطالب باشد.وی  که فیلم خوبش را توقیف کردند و فضا را برای خود تنگ می دید و شاید کمتر تهیه کننده ایی حاضر به سرمایه گذاری روی فیلمهایش بود ، توانست با این فیلم  مجددا خود را تثبیت کند.ولی ملاقلی پور را اکثریت برای فیلم هیوا دوست دارند.بدون شک هیوا در زمان خود جسورانه ترین فیلم سینمای جنگ ایران بود.فیلمی که با شکستن تمام تابوهای زمان و نمایش واقعی از رزمنده های ایران به همراه سفر به چزابه از جمله اولین فیلمهای ضد جنگ ایرانی بودند.پس از هیوا فیلم سه اپیزودی نسل سوخته که در زمان خود فیلم خوبی بود را کارگردانی کرد.اثر اغراق آمیز و از هم گسیخته قارچ سمی نظرات متناقضی را کسب کرد.قرار بود مزرعه پدری آخرین فیلم سینمای جنگ او باشد.این فیلم را بازسازی بسیار ضعیف از نجات سرباز وظیفه راین می دانم.کلا مزرعه پدری بسیار قابل انتقاد بود.میم مثل مادر آخرین ساخته او توانست فروش بسیار خوبی در سال ۸۵ داشته باشد.

منبع:وبلاگ "فیلم شعر ادبیات" http://neema.blogfa.com با تشکر از نیمای عزیز

میم مثل مادر را دو بار در سینما دیدم و هر دو بار گریه کردم.حالا منتقدان بی سواد و احمق(معذرت می خوام) مجله "فیلم" رسول ملاقلی پور را متهم به نشان دادن مصیبت و بدبختی و درد و رنج می کنند.

به قول حبیب رضایی در فیلم "شوخی" : "شما نظر نده لطفا".

 

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 17:22  توسط پاشا ابراهیمی  | 

رسول ملاقلی پور در گذشت
رسول ملاقلی پور،کارگردان صاحب نام سینمای ایران

امروز عصر بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

این شاعر دفاع مقدس سینمای ایران که برای ساخت

مستند "شش گوشه عرش" به کربلا سفر کرده بود،امروز

در شمال کشور دار فانی را وداع گفت .آخرین ساخته شادروان

 ملاقلی پور فیلم برجسته "میم مثل مادر" بود که فروش

فوق العاده ای نیز کرد.

درگذشت این هنرمند بزرگ را به خانواده ایشان و جامعه

هنرمندان تسلیت عرض می کنم.

                                               پاشا ابراهیمی

توضیح:

۱)از شنیدن این خبر به معنای واقعی کلمه "شوکه" شدم

۲)درسته که این تسلیت ها و گرامیداشت ها دردی رو دوا

نمی کنه و اصلا برای ادای احترام به شادروان ملاقلی پور

کافی نیست،اما این کوچکترین کاریه که می تونم انجام بدم.

۳)در مطلب بعد مروری بر آثار این هنرمند فقید خواهیم داشت

۴)باید این عزاداری ها را زمانی می کردیم که هیچ کس از

فیلم های ملاقلی پور تجلیل نمی کرد و از هر سو سیل

انتقاد به اثری برجسته چون "میم مثل مادر" سرازیر بود.

رسول ملاقلی پور

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 23:38  توسط پاشا ابراهیمی  |