تبليغاتX
وبلاگ خبری تحلیلی سینما و تلویزیون ایران
جشنواره بیست و ششم فیلم فجر

سلام...سلام...سلام

احوال شما؟چه خبر؟ما رو نمی بینین اصولا خوش

می گذره دیگه؟اخبار جدید و اتفاقات تازه ای هست

که به عرض می رسانیم:

امتحانات بنده (که لعنت خدا بر جمیع آن ها باد) در

18 بهمن تموم شد و پروژه کذایی نیز با لطف و

عنایت پروردگار به 2 اسفند موکول.(حذف به قرینه

لفظی شد یا معنوی نمی دونم).

بی خیال امتحان...با کمال شعف باید بگم که من موفق

شدم در طول مدت جشنواره فجر،شش فیلم را ببینم...

سه فیلم خوب و سه فیلم معمولی...پس اشاراتی خواهیم

داشت به:

1)آتش سبز:

کارگردان:محمدرضا اصلانی

بازیگران:عزت الله انتظامی،مهتاب کرامتی،پگاه آهنگرانی

مهدی احمدی و فرخ نعمتی

محمدرضا اصلانی مستندساز بزرگ و توانایی است که

متاسفانه مهمترین فیلم بلند ایشان یعنی شطرنج باد را ندیدم.

اما آتش سبز.فیلمی اسطوره ای و افسانه وار در مورد

ارزش های انسان و هفت گناه کبیره.البته این فیلم را باید

چندین بار دید.و شاید بتوان هر بار نکات تازه ای در آن

کشف کرد.کاری به این مساله که اتفاقاتی که در فیلم رخ

داده سندیت تاریخی دارد یا خیر ندارم.ولی در مجموع

فیلمنامه ای قوی با کارگردانی دقیق داشت.در مورد بازی

عزت سینمای ایران،آقای بازیگر،استاد عزت الله انتظامی

هنوز در تردیدم.ایشان نقش چندانی در فیلم نداشتند.و صرفا

حضوری کوتاه و گذرا در هفت حدیث روایت شده در فیلم

داشتند.اما همین حضور ایشان قطعا هم برای عوامل فیلم و

هم برای مخاطب دلنشین و عزیز است.مهتاب کرامتی و پگاه

آهنگرانی نیزبازی های خوبی داشتند.و در مورد مهدی احمدی

بسیارخوشحالم که تجربه دردناک و اسفبار پارک وی تکرار

نشد.

 

2)به همین سادگی

کارگردان:سید رضا میرکریمی

بازیگران:هنگامه قاضیانی،هاله هماپور،نیره فراهانی

مهران کاشانی و محمد جواد جعفرپور

به جرات می توانم بگویم که پس از شش ساعت ایستادن در

صف،با دیدن این فیلم تمام خستگی هایم را فراموش کردم.

فیلمی بود واقعا به همین سادگی.زندگی روزمره یک زن

خانه دار که مثل هر روز کارهای خانه را انجام می دهد ولی

قدری پریشان حال و نگران است.گر چه این فیلم به هیچ

عنوان با ساخته قبلی میرکریمی یعنی خیلی دور خیلی نزدیک

قابل مقایسه نبود،اما باز هم کارگردانی فوق العاده ای داشت.

تیتراژ ابتدایی فیلم هم که مثل هر کار دیگر استاد عباس کیارستمی

ما را غافلگیر کرد.هنگامه قاضیانی به حق و به درستی کاندیدای

دریافت سیمرغ بلورین شده است.البته هنوز در مورد کاندیدا شدن

نیره فراهانی کمی در تعجبم.بازی بدی نداشت ولی نه در حد

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن نقش مکمل.فصل آخر فیلم و

ادای جمله "من اینجام" دیگر شکی برایم باقی نگذاشت که بگویم

به همین سادگی یکی از پدیده های جشنواره امسال بود.آره...

به همین سادگی!

 

3)شب

کارگردان:رسول صدرعاملی

بازیگران:عزت الله انتظامی،خسرو شکیبایی،امین حیایی

 (عکسی از فیلم موجود نبود)

شب را بلافاصله بعد از به همین سادگی دیدم.بعد از فیلم

دیشب باباتو دیدم آیدا از صدرعاملی تا حدودی ناامید شدم.

ولی با دیدن شب خاطره دل انگیز من ترانه 15 سال دارم

برایم زنده شد.فیلمی ساده و زیبا در مورد یک مامور نیروی

انتظامی که باید یک شب تا صبح با یک خلافکار در مشهد

به سر ببرد.تنها اشکال این فیلم،فیلم برداری با دوربین دی وی

کم است که به طور یقین آن حسی را که نگاتیو به بیننده القا

می کند،ندارد.حداقل در صحنه های دراماتیک.که البته این

مساله برمی گردد به این که صدرعاملی قرار بوده سریالی

بسازد که این سریال تبدیل شده به سه فیلم.که شب یکی از

این سه فیلم است.در مورد بازی ها...عزت سینمای ایران،

آقای بازیگر،استاد عزت الله انتظامی...چه می توان گفت؟

استاد این بار در نقش یک خلافکار ظاهر شده اند.نقشی

متفاوت با بازی همیشه خیره کننده استاد.آن نگاه های دوست

داشتنی و آن حرکات صورت این بار هزاران برابر بیشتر

از همیشه به دل می نشیند.خصوصا هنگامی که آن خبر فوت

مادرش را به او می دهند.بازیگر نسل دومی که در این فیلم

بازی کرده،اسطوره ای است که از ازل تا ابد عاشقش هستم.

استاد خسرو شکیبایی.یک مسافرخانه چی تنها و بی کس.آدمی

سرخورده همچون دکتر(استاد انتظامی).هنگامی که این دو

جواهر روبروی هم بودند و دیالوگ می گفتند،سالن سینما

کاملا ساکت بود.شاید برای خیلی ها مثل من یاد و خاطره

هامون زنده شد.(و اندکی هم آن فصل معروف حکم).استاد

شکیبایی دیالوگی زیبا در فیلم داشت:"به وقتش جلوی اونی

که باید گردن خم می کردیم نکردیم،حالا تا آخر عمر باید

این گردن جلوی همه عالم و آدم خم بشه لامصّب".اما امین

حیایی که در این اواخر کمتر قدر خودش و استعدادهایش را

می دانست،این بار در نقش یک مامور شمالی که کاملا به

قانون معتقد است واقعا مسلط و عالی بازی می کند.صحبت -

- های تلفنی عاشقانه اش با نامزدش،بوسه ای که بعد از کلی

خجالت و شرم (به خاطر حضور دکتر) بر گوشی تلفن می زند.

گریه ها و ناراحتی هایش به خاطر فرار دکتر و... همگی

نشان از همان استعدادی دارد که امین حیایی (که می دانم بسیار

نازنین و متواضع است) با بازی در فاجعه هایی چون عروس

فراری یا مهمان تلف می کند و شخصیت هنری خود را زیر

سوال می برد.

اما افسوس و صد افسوس...دیروز با دیدن اسامی کاندیداها

و نبودن اسم استاد انتظامی و استاد شکیبایی در آن میان به مرز

جنون رسیدم.که خب...تا حدودی این عصبانیت با دیدن نام امین

حیایی فروکش کرد.

 

4)جعبه موسیقی

کارگردان:فرزاد مؤتمن

بازیگران:رامبد جوان،شاهرخ فروتنیان،مرتضی احمدی و نیکی

کریمی

 

فیلم های مؤتمن قابل پیش بینی نیست.خیلی جای تامل دارد که

کسی که شب های روشن - که به عقیده این جانب یکی از

عاشقانه ترین فیلم های سینمای ایران است - را می سازد،ناگهان

یک فیلمفارسی امروزی و ضعیف مثل باج خور بسازد.به همین

خاطر با این تردید و نگرانی به دیدن جعبه موسیقی رفتم.متاسفانه

به دلیل دو شب بی خوابی پشت سر هم،اواسط فیلم حدود پنج

دقیقه خوابم برد.ولی در مجموع به فیلم رای خوب دادم.فیلمی در

مورد مقوله مرگ.با بازی دیدنی رامبد جوان و آن پسربچه که

اسمش در خاطم نیست و احتمال می دهم که آینده خوبی داشته

باشد.شاهرخ فروتنیان و آرامش همیشگی اش،حضور مجدد

مرتضی احمدی پس از سال ها غیبت در سینما و بالاخره نقش

کوتاه نیکی کریمی.که البته همان حضور کوتاه نیکی کریمی را

هم دوست داشتم.فیلم در حد و اندازه شب های روشن نبود.گویا

فرزاد مؤتمن رویه جالبی در پیش گرفته است.یک فیلم عالی،

یک فیلم بسیار ضعیف و یک فیلم معمولی.همین!

 

کنعان

کارگردان:مانی حقیقی

بازیگران:محمدرضا فروتن،ترانه علیدوستی،بهرام رادان و افسانه

بایگان

مانی حقیقی فردی نابغه و فوق العاده است.گرچه آبادان را ندیدم،

ولی با دیدن کارگران مشغول کارند به هوش و دقت او ایمان آوردم.

همچنین چهارشنبه سوری که فیلمنامه اش را با اصغر فرهادی

نوشته بود و فرهادی آن را ساخت.این بار مانی حقیقی فیلم ساخت.

و با تصور و پیشینه ای که از چهارشنبه سوری در ذهنم بود،انتظار

فیلمی فوق العاده را داشتم.اما کمی سرخورده شدم.که البته نمی دانم

چه مقدارش به نشستن در ردیف جلوی سینما موزه مربوط بود.فیلم -

- نامه موضوع ساده ای داشت،اما نه خوب کارگردانی شده بود و نه

بازی ها در حد بازیگران.(تاکید می کنم،چهارشنبه سوری که یادتان

نرفته؟).فروتن بازی قابل قبولی داشت،همچنین ترانه علیدوستی که با

آن گریم سنگین مثل همیشه دوست داشتنی و کولاک بود.اما در مورد

رادان و بایگان چیز تازه ای نمی توان گفت.در مجموع به فیلم رای

ندادم،چون اصلا در موزه سینما به ما کارت نظرسنجی ندادند.راستی

فیلم برداری کار خیلی خوب بود.

 

6)استشهادی برای خدا

کارگردان:علیرضا امینی

بازیگران:جمشید هاشم پور،احمد مهرانفر،محسن طنابنده و سروناز

مستوفی

فیلم را بعد از سه ساعت ایستادن در صف سینما بهمن دیدم.متاسفانه

پیش از آن هیچ یک از فیلم های امینی را ندیده بودم ولی همیشه از

کار او تعریف و تمجیدهای فراوان شنیده بودم.استشهادی برای خدا

را زیاد دوست نداشتم.و به همین خاطر رای متوسط به فیلم دادم.که

البته منکر بازی های خوب جمشید هاشم پور و احمد مهرانفر و همچنین

فیلم برداری فوق العاده کار نیستم.تنها اشکال فیلم موسیقی آن بود که

به طرز وحشتناکی تحمیلی بود.یعنی در بعضی سکانس ها کارگردان

به ضرب موسیقی سعی می کرد تماشاگر را تحت تاثیر قرار دهد.به

خصوص در سکانس آخر.که ای کاش فیلم با آن سکانس تمام نمی شد

و پایان فیلم را باز می گذاشتند.جمشید هاشم پور در این فیلم عالی بود

و نوع بازی اش تا حدودی یاد آور مزرعه پدری بود.البته در آنجا

اصلا دیالوگ نداشت و با همان سکوتش بازی قابل قبولی ارائه داد.در

اینجا نیز با کم حرفی اش.هاشم پور بعد از قتل آنلاین که ضایعه بزرگی

بود،در این فیلم بازی زیبایی داشت.این آخرین فیلمی بود که دیدم.

توضیح لازم:

امسال در واقع می خواستم برای دیدن سه فیلم خاک آشنا (بهمن فرمان

آرا)،دایره زنگی (پریسا بخت آور) و صد سال به این سالها(سامان

مقدم به جشنواره بروم.که همه می دانید چه اتفاقی افتاد.بلایی که در

جشنواره سال قبل سر فیلم...چیز...اسمش چی بود...سین داشت...ی

داشت...اسم ساز هم بود...حالا...سر آن فیلم آمد،امسال سر این سه

فیلم و البته آتشکار آمد.در هر حال هنوز هم گیجم.مثل سال قبل.هنوز

هم نمی دانم از جشنواره امسال راضی باشم یا نه.راستی تیزر جشنواره

امسال را دیدید؟

 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:6  توسط پاشا ابراهیمی  | 

خداحافظ همین حالا

سلام

با عرض پوزش فراوان این جانب تا تاریخ 25

بهمن ماه آپ نخواهم کرد.چون با کمال تاسف و

البته کمی هم خوشحالی امسال به بیست و ششمین

جشنواره بین المللی فیلم فجر نخواهم رفت.چرا؟

به دلایل زیر:

1-داشتن امتحان تا تاریخ 18 بهمن و داشتن دو

پروژه سنگین و کمرشکن در تاریخ های 14

و 25 بهمن.

2-بی خیال امتحانات که بشویم،مسائل مالی پیش

می آید که عمده ترین دلیل است.با زندگی دانشجویی

و داشتن مبلغ شصت هزار تومان تا آخر بهمن،

پرداخت مبلغی در حدود چهل هزار تومان برای

بلیت های جشنواره مستلزم این است که شما مغز

یک حیوان چهارپا را میل کرده باشید.قبول نداری؟

به جهنم...

3-مقاومت پایین بدن و سرمایی بودن بیش از حد

این جانب دلیلی محکم و استوار است برای هفت

هشت ساعت معطل نماندن در صف روز پیش

فروش بلیت ها.باز هم قبول نداری؟این دفعه

دیگه واقعا به جهنم!!!چون من نمی خوام سرما

بخورم...

بنابراین من با اجازه تون این وبلاگ رو تا تاریخ

25 بهمن ماه آپ نخواهم کرد.ولی حتما اگه وقت

کنم در این مدت بهتون سر می زنم.شما هم لطف

کنید و یه حالی از ما بپرسید و مثل دو پست قبلی

با گذاشتن کامنت های یک رقمی!!! من رو شرمنده

نکنید.تعارف می کنی؟جون هیچکاک؟مرگ جسیکا

سیمپسون؟...باشه...

خداحافظ...

2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 14:7  توسط پاشا ابراهیمی  | 

چگونه در جشنواره روشنفکر جلوه کنیم؟

سلام

با نزدیک شدن به بیست و ششمین جشنواره

فیلم فجر و آماده شدن هنرمندان و هنردوستان

برای این رویداد مهم سال،چند پیشنهاد به طنز

برای افرادی که قصد دارند "روشنفکر" جلوه

کنند و از بقیه عقب نمانند دارم.بدیهی است که

نظر شخصی این جانب این است که هیچ یک

از موارد زیر نشانه "هنرمند بودن" یا "روشنفکر

بودن" نمی باشد:

1-سیگار:در روز پیش فروش بلیت ها (که از 5

بهمن آغاز می شود) حتما چیزی نزدیک به دو

بسته سیگار همراه داشته باشید.لزومی ندارد که

حتما سیگاری باشید.و حتما تا آخرین لحظه سیگار

از دست و دهان شما دور نشود.لطفا بهمن و مونتانا

و تیر و مگنا نگیرید.سیگار یک "هنرمند" نباید

پایین تر از مالربورو یا اسپرینگ واتر باشد.ترجیحا

سیگار خود را با فندک زیپو روشن کنید.به همراه

داشتن فندک های پلاستیکی 300 تومانی به منزله

دادن فحش ناموسی می باشد.

2-پیپ:مثل سیگار.با کلاس و شیک.زرت و زرت

هم می توانید روشنش کنید.توتونتان ترجیحا کاپیتان

بلک قاطی باشد.در ضمن هنگام استعمال پیپ اگر

یکی از این کلاه های نویسنده ها برسر داشته باشید

که دیگر نور علی نور است.

3-لباس:مهمترین گزینه پالتو است.حتی اگر قد شما

111 سانتی متر باشد.ترجیحا مشکی.شال گردن نیز

فراموش نشود.چی؟واقعا که ناامیدم کردین...مسلم

است که هیچ یک از لباس های شما نیاز به اتو ندارد.

این هم دیگر پرسیدن دارد؟

4-ظاهر:شما برای این کار باید از جشنواره سال پیش

اقدام می کردید.یعنی در تمام طول این یک سال نه

تنها موها و ریش و سبیل خود را (در صورت مذکر

بودن) کوتاه نمی کنید،بلکه هر سه ماه یک بار هم

به صورت خود صابون نمی زنید.البته اگر دیدید که

بقیه با دیدن شما فرار کردند ناراحت نشوید.آن ها

"عوام" و "بی سواد" و "بی شعور" هستند و این

حس "هنری" را درک نمی کنند.

این از تیپ و ظاهر شما.حال چند نکته در باب رفتار

و گفتار شما در سینما و سالن های نمایش فیلم:

-هنگام پخش تیتراژ همه فیلم ها،با ظاهر شدن اسم

تمام عوامل فیلم دست بزنید.حتی تدارکات و خدمات

و آبدارچی.این طوری همه به میزان معلومات بالای

شما غبطه خواهند خورد.

-اگر با هنرپیشه یا کارگردان فیلم برخورد کردید...بله؟

برین ازش امضا بگیرین؟باهاش عکس بندازید؟دیگه

چی؟...نه خیر.محل غزال (!!!) هم به او نمی گذارید.

اگر چند تا تیکه هم به او بیاندازید بد نیست.تیکه هایی

از قبیل:"جوجه کارگردان"،"بچه خوشگل" و الزاما ً

"قزمیت"!!!

-هنگامی که در سالن انتظار هستید،برای اطرافیان خود

از فیلم مستندی که به تازگی ساخته اید و قصد دارید آن

را به جشنواره های خارجی بفرستید،با زدن عربده یاد

کنید.بدیهی است شما فیلم که نساخته اید هیچ،تا به حال

حتی یک "هندی کم" هم در دست نگرفته اید.

-هنگام سانس های مختلف خوردن کاپوچینو و قهوه

فرانسه فراموش نشود.رد بول و هایپ و باواریا رو

بذارید برای بعد از جشنواره.

-در آخر هیچ توصیه دیگری ندارم.چون شما الان به

معنای واقعی کلمه یک

"روشنفکر نمای هنرمند نمای ادایی"

هستید...

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:18  توسط پاشا ابراهیمی  |