تبليغاتX
وبلاگ خبری تحلیلی سینما و تلویزیون ایران
یک آپ کامل بعد از یک ماه
سلام به تمام دوستان عزیز
خوبین؟خوشین؟چه خبر؟
چیزی در حدود سی و اندی روزه که ما آپ نکردیم و در این مدت
تعداد کامنت های پست قبلی به رقم نجومی و بالایی چون 14 رسید!!!
خبر خوشحال کننده بعدی این که بعضی از دوستان در طول این
مدت ده باره و هزار باره آپ کردند و بنده را گوشتکوب هم حساب
نکرده و خبری به ما ندادند"به به...به به...خیلی ممنون"(شوخی)

اما تو این چند وقت خیلی اتفاقات افتاده و بنده هم خیلی کارها کردم.
استاد بیضایی پس از 8 سال فیلم جدیدشون رو کلید زدن،حمید نعمت الله
به زودی ساخت بی پولی رو شروع خواهد کرد،رمانی جدید قراره از
داریوش مهرجویی منتشر بشه،مسعود خان کیمیایی قراره شریک
رو بسازن .پریشب هم که دومین شب کارگردانان سینمای ایران برگزار
شد و از مسعود کیمیایی،ناصر تقوایی،ابراهیم حاتمی کیا و پرویز شهبازی
تقدیر شد.و آخرین خبر که تلخه اینه که اسماعیل داورفر از بازیگران
قدیمی سینما و تئاتر و تلویزیون روز سه شنبه دار فانی رو وداع گفتند.
روحش شاد و یادش گرامی...

اما من این دفعه با یک آپ کامل خدمتتون اومدم.اول یادداشتی کوتاه درباره
مجنون لیلی،یادداشتی بر پابرهنه در بهشت،یادداشتی در مورد ناصر تقوایی
و نگاهی به سریال مرگ تدریجی یک رویا...


بیچاره مجنون،بیچاره لیلی...

قاسم جعفری پس از ساخت سریال های مردم پسند و پس از فیلم های بازنده
و گرگ و میش این بار به سراغ فیلمی اپیزودیک رفته و سعی کرده که با
استفاده از تنی چند از ستاره های سینما (واقعا ستاره؟؟؟) فیلمی در باب عشق
و روز "ولنتاین" یا "اسپندگان" بسازد.اگر بخواهیم در مورد موفقیت این فیلم
صحبت کنیم،با توجه به رقم فروش آن تا امروز ظاهرا از این نظر موفق
بوده است.اما آیا قاسم جعفری وقتی این فیلم را می ساخته،به اصول اولیه
و ابتدایی فیلمسازی و کلا به چیزی به نام "سینما" فکر می کرده؟شاید تنها
نکته قابل تامل،فیلم برداری فوق العاده استاد زرین دست در سکانس قطار
باشد.در مورد بازی ها هیچ چیز نمی توان گفت.محمدرضا گلزار همان
محمدرضا گلزار همیشگی است.بدون کوچکترین نو آوری و خلاقیت.
و واقعا هر چه می گذرد بیشتر از پیش متوجه می شویم که تنها حمید
نعمت الله بود که به خوبی از ناتوانی گلزار در "فن بیان" آگاه بود و در
بوتیک طوری از او بازی گرفت که هر گاه به واژه هایی چون "گلزار"
و "فیلم خوب" فکر می کنیم،تنها بوتیک به خاطرمان می آید.بازی حامد
بهداد،حمید گودرزی،الناز شاکردوست و ... هیچ نیازی به نقد و بررسی
ندارد و در این میان تنها یک افسوس وجود دارد برای افول و تنزل
روز افزون ستاره سوخته سینمای ایران،ابوالفضل پورعرب.ساختار
فیلم و فیلمنامه عاری از اشکال نیست و فیلمی که قرار است سراسر
ستایش "عشق" باشد،در این راه فقط بسنده می کند و به صحبت های
یک پیرمرد شوخ و مشنگ (احمد پورمخبر) در مورد روز "اسپندگان".
همین...

کورسوی امید...

پابرهنه در بهشت را اولین بار در جشنواره بیست و پنجم دیدم.ولی متاسفانه
به دلیل سه شب بی خوابی اواسط فیلم خوابم برد.یعنی چشم هایم را اصلا
نمی توانستم باز نگهدارم.تا این که دیروز این فیلم را در سینما عصر جدید
و در میان انواع و اقسام صداهای چیپس و پفک و بچه و زنگ های موبایل
دیدم.
اولین فیلم بلند بهرام توکلی واقعا مستحق 6 سیمرغ از جشنواره بیست و پنجم
و2 تندیس از جشن خانه سینما بود.دیدن چنین فیلمی در جریان راکد امروز
سینمای ایران واقعا غنیمتی است.ایده مناسب،کارگردانی قوی،تدوین همیشه
عالی بهرام دهقانی و موسیقی تاثیر گذار از امتیازهای مهم این فیلم است.
شخصیت پردازی درست کارگردان هم از افرادی چون روحانی(هومن سیدی)،
دکتر(امین تارخ) و شاهو(افشین هاشمی) از نکات برجسته فیلم است.به طوری
که شما در طول فیلم کاملا به عقده ای بودن و بدبین بودن و در کل بیمار بودن
دکتر پی می برید.یا شخصیتی گناهکار مثل شاهو را واقعا باور می کنید که
افشین هاشمی واقعا در این نقش کولاک می کند.درست مثل نقشی که در خیلی
دور،خیلی نزدیک داشت.فیلم چند سکانس فوق العاده و تکان دهنده نیز دارد.
مثل دستبند زدن و دوا دادن به یکی از بیماران،خاموش کردن آتش با لباس
روحانیت وسکانس ملاقات شاهو و زنش و نمای دست های آن ها کنار هم
و خوردن شیرینی.فلاش بک ها و فلاش فوروارد هایی هم که در طول فیلم
وجود دارند به دلیل تدوین بهرام دهقانی خوب از کار در آمده اند.در کل پابرهنه
در بهشت فیلمی است که می توان در آن بخشی از استانداردهای سینما را در
بهترین نوع پیدا کرد و آن را دوست داشت.پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را ببینید
و مخصوصا دیدن بازی های خوب هومن سیدی و امین تارخ را از دست ندهید.


دایی جان تقوایی،دلمون تنگ شده...



همیشه دلم می خواست یه جوری آرامش در میان مردگان،نفرین و صادق کرده
از تقوایی رو ببینم.مخصوصا اولی که ظاهرا اون هم هم پای قیصر و گاو آغازگر
موج نوی سینمای ایران بودند.جای شکرش باقیه که تا امروز موفق به دیدن آثار
برجسته ای چون ناخدا خورشید و کاغذ بی خط و سریال به یاد ماندنی دایی جان
ناپلئون شده ام و این سه فیلم را همچون گنجینه های ارزشمندی در آرشیوم دارم.
به دلائلی که همه ما می دانیم استاد تقوایی از کاغذ بی خط به بعد دیگر فیلمی
نساخته اند.یعنی دو پروژه به نام های زنگی و رومی و چای تلخ را در حال
ساخت داشتند که این دو فیلم هم نیمه کاره ماند.علاقمندان به کارهای ایشان
مدت هاست که فیلمی از ایشان ندیده اند و در عین حال که در این سال ها به فیلم
نساختن ایشان عادت کرده اند افسوس هم می خورند.تقوایی لحن جسورانه و
صریحی دارد که در اکثر کارهایش به چشم می خورد.به علاوه به قدری
دقیق و منظم است و به قدری به جزئیات دقت می کند که بعید می دانم بازیگران
این نسل حاضر باشند تن به این گونه سختی ها بدهند.
دو هفته پیش بود که استاد در مصاحبه با خبرگزاری فارس اعلام کردند که
قصد دارند نمایشگاه عکسی را در پاییز برگزا کنند.و هنگامی که از ایشان در
مورد کارهای جدید و فعالیت فیلمسازیشان سوال شد،جوابی دادند که واقعا
نزدیک بود گریه کنم:"دوست ندارم در این مورد صحبت کنم.فقط امیدوارم
هیچ یک از کارگردانان ما به درد و سرنوشت من دچار نشوند".
از ناصر تقوایی در دومین شب کارگردانان تقدیر به عمل آمد که نمی دانم
این تقدیر به چه دلیل بوده.به دلیل سال ها فیلم نساختن ایشان؟
اما دایی جان تقوایی...استاد عزیزی که هر جا می روی همه دورت
جمع می شوند تا تو تنها "یک کلمه" برایشان حرف بزنی...استاد عزیزی
که سخت گیری هایت در فیلمی چون کاغذ بی خط نه تنها برای خسرو
شکیبایی و هدیه تهرانی تازه و جالب بود،بلکه ما را هم به حیرت و افتخار
واداشت از داشتن چنین هنرمندی در کشور...ما همچنان منتظریم و امیدوار...


یک کار تازه و قابل قبول



پخش سریال مرگ تدریجی یک رویا به کارگردانی فریدون جیرانی که
بعد از سالاد فصل مدت هاست از او کار چشمگیر و قابل انتظاری
ندیدیم،باز ما را امیدوار کرد که شاید جیرانی دارد به روزهای خوبش
بر میگردد.با توجه به این که تا امروز تنها دو قسمت از این سریال
پخش شده است هنوز برای قضاوت خیلی زود است.ولی با دیدن همین
دو قسمت هم می توان پیش بینی کرد که کاری جذاب در پیش است.
از نکات قابل ذکر این سریال تدوین جالب بهرام دهقانی است که شیوه ای
نو را در ربط دادن صحنه های همزمان تجربه می کند.
حضور افرادی چون پولاد کیمیایی و ناصر طهماسب(دوبلور بزرگ
ایران با صدایی واقعا جادویی) در این سریال از نکات قابل توجه است.
تنها اشکالی که تا امروز به عقیده من وجود دارد بازی کلیشه ای و
تکراری دانیال حکیمی است که تنها دلیلی که شاید بتواند حضور او
را در این سریال برایمان آزار دهنده نکند،صدای گرم و زیبای اوست.
برای فریدون خان جیرانی آرزوی موفقیت می کنیم و امیدواریم هرگز
تجربه فیلم هایی چون ستاره است و پارک وی تکرار نشود.حالا که
بعد از دو سال ستاره می شود هم مجوز اکران گرفته است،امیدوارم
انگیزه ای در جیرانی پیدا شود تا باز هم ما را به روزهای خوبی مثل
قرمز و آب و آتش برگرداند.
 
 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:20  توسط پاشا ابراهیمی  |